جشن تولد آوین

پنج شنبه ۳۰/۱/۸۶ می خواستم برای اولین بار آنوشا رو به تولد ببرم قبل از حرکت به طرف خونه آوین ، آنوشا خیلی گریه و بی تابی می کرد و همش دلشوره داشتم که چه بکنم با آنوشا. حتمآ منو اذیت می کنه ولی خوشبختانه وقتی به اونجا رسیدیم و آنوشا مهمونا رو دید خیلی به وجد اومد و بعد از اینکه کلی تو بغل مهمونا می چرخید با وجود کلی سر و صدا خیلی راحت خوابید.

 

 

 

 

 

 

 

 

Get Your Own!

/ 5 نظر / 9 بازدید
آرزو (مامان آرش وروجك)

مامان آنوشا جون سلام ممنونم كه به وروجك من سر زدي. به جمع مامانهاي وبلاگ نويس خوش‌آمدي. واي چه عروسك قشنگي داري. خدا حفظش كنه. براش تند تند اسپند دود كن عكس پاسپورتش محشر بود

آرزو (مامان آرش وروجك)

راستي آن موقع كه هنوز نميدونستيم آرش دختر يا پسر است تصميم داشتيم اگه دختر شد اسمش را آنوشا بذاريم

مامان آوين

اين آنوشای ناز نازی اصلا مامانش را اذيت نکرد من اگه جای مامان آنوشا بودم چند تا بچه ديگه به دنيا می آوردم

صالح فروم

http://www.salehforum.com سايتی برای همه چيزی که شما احتياج داريد! هرچيزی که بخوايد توی سايت ما هست. ايميل ۲۰۰۰۰ کاربر اينترنت ايرانی معرفی وبسايت و وبلاگ خودتون محيطی دوستانه و دوست داشتنی! از همه شما و کسايی که اين صفحه رو می خونن دعوت می کنم يه بار هم که شده سری به اين سايت بزنيد. شايد مشکلات شما در اينترنت و خيلی چيزاي ديگه با ديدن اين سايت رفع بشه. امتحانش مجانيه!

حامد « آسمان نقره اي »

سلام. سايت خوبي داريد. من هم يه وبلاگ دارم كه توي اون عكساي دخترم رو ميذارم اگر بيايد و نظرتون رو بگيد خوشحال ميشم البته حواستون باشه كه چشمش نزنيد!