حرکت جدید آنوشا

دیروز بعد از کارم رفتم خونه مامانم تا آنوشا رو بیارم خونه آنوشا تا منو دید خیلی ذوق کرد و وقتی بهش گفتم بیا بغلم دستاشو اورد جلو تا من بغلش کنم برام خیلی جالب و شیریین بود. دخترم منو کاملن میشناسه. 

 

/ 2 نظر / 16 بازدید
mehdi

salam webloge ghashangi darin best wishes for you

مهرداد

سلام بابا .مامان انوشا...کاشکی منم يه مامان خوب مثل شما داشتم واسم وبلاگ ميزد..البته مامانم خوبه ها.ولی خوب واسم وبلاگ نميزنه.. موفق باشين