سلام

خوبید.ما هم بد نیستیم.همچنان صبحها با آنوشا میایم و بر میگردیم و از اذیت کردن هم که کم نمی ذاره.

چند وقت پیش که رسیدیم خونه باباحسین خونه بود به حسین می گه از صبح خونه بودی من مهدکودک بودم برام ماکارونی درست میکردی.

فردا ششمین سالگرد ازدواجمونه هفته بعد هم تولد آنوشاست که صحبت کردم با مهد که تو مهد تولدش رو بگیرم که دیروز زنگ زدند می گند اونروز رزو شده نمی دونم چه کنم احتمالا صبر می کنم تا یه روز خالی داشته باشند بدشانسی به محرم می خوره نمی دونم چه کنم. امسال هم اصلا تصمیم به گرفتن تولد تو خونه ندارم .