دیروز بعد از کارم رفتم خونه مامانم تا آنوشا رو بیارم خونه آنوشا تا منو دید خیلی ذوق کرد و وقتی بهش گفتم بیا بغلم دستاشو اورد جلو تا من بغلش کنم برام خیلی جالب و شیریین بود. دخترم منو کاملن میشناسه.