سلام

من چند وقته نمیام در مورد آنوشا چیزی بنویسم نه اینکه آنوشا کار جدیدی نمی کنه بلکه من خیلی تنبل بودم تنبل تر هم شدم .از آنوشا بگم که بلبل زبون شده من فکر نمی کردم آنوشا اینقدر زود زبون باز کنه و این همه پر حرف بشه. ماشاالله خیلی شیرین شدهعینکبعضی موقع ها یه چیزایی می گه که می خوام درسته قورتش بدم مثلا موقعیکه ذوق می کنه می گه هورا هورا.ماشین من رو کاملا می شناسه و هر جا ببینه می گه مامان ماشینت. بیشتر دوستان رو با اسم می شناسه .عاشق شکلاته به قول خودس (شوخولات). از رفتن به پاساژ و راه رفتن اصلا خسته نمی شه و نمی گه بقلم کن کلا خیلی  با حاله و اصلا باهاش بیرون می ری خسته ات نمی کنه نمی دونم این علاق به خریدش به کی رفتهسوالنقاشی می کشه و با دیدن خودکار و مداد خون نقاشی کردن بیشتر درونش جریان پیدا می کنه.سوال زیاد می کنه این چیه با دیدن چیز جدیدی روزی ٢٠٠٠ بار تکرار می کنه . تا سوار ماشین شه سریع از تو داشبورد ضبط رو به من می ده و با شنیدن آهنگ بشکن می زنه و می رقصه.متفکرتلفن رو خودش جواب می ده البته اگر میلش باشه.