الهی قربونت برم دختر قشنگ که اینقدر شیرین زبونی مگه میشه تو اینهمه شیرین زبونی بکنی و من نچلونمت دیروز  توی راه پله چرخ بچه همسایه رو دیده به من میگه مامان نی نیه ای خدا مثلا ذوق می کنه به نی نی.

تو حیاط گربه رو دیده داد می زنه پیشی پیشی بلا

خاله ندا داشت حرف می زد یهویی دستش رو می گیره جلوی بینی اش و می گه خاله هیس هیس

خودش صدای پخ در میاره و می گه ترسیدم ترسید بعد خودش به خودش می گه نترس نترسی

با دیدن خودکار و کاغذ چشم چشم ابرو

با دیدن تاب =تاب تاب عباسی

وقتی خاله ندا اذیتش می کنه: خاله نخن خاله نخن

وسایل همه رو تشخیص می ده لباسا ساعت انگشتر و.. اسم طرف رو می گه

وقتی بیرون می برمش تمام مدت خودش راه می ره و بغل نمی یاد

با دیدن شیشه شیرش: شیرم شیرم

به با با ش می گه :بابات یا باباش

اسم خودش هم آشا

ماشینها رو هم می شناسه ماشین من و ماشین بابایی و ماشین ماهیارو..

این پسر با مزه رو که تو عکس می بینید ماهیاره که آنوشا خیلی دوستش داره

وقتی من می خوام براش شیرخشک درست کنم با من می شمره ١٢٣۵