سلام

بالاخره موفق شدم آنوشا رو تو اتاق خودش بخوابونم راستش رو می خواید چون من روزا نیستم دلم نمی اومد آنوشا رو تو اتاق خودش بخوابونم دلم می خواست اقلا شبها کنارش باشم ولی دیگه یک هفته ای میشه احساسات رو کنار گذاشتم و آنوشا رو به تنهایی می خوابونم.خدا کنه طاقت بیارم تا آنوشا به تنها خوابیدن عادت کنه.اینم چند تا عکس از آنوشا البته این عکسها رو به سختی ازش گرفتم جدیدا وقتی می خوام ازش عکس بگیرم زبونش رو میاره بیرون و یا تکون می خوره و این عکسا رو تو اتاقش انداختم و گفتم بهش اگه نخندی من از اتاقت بیرون می رم و اون الکی خندیده تا من بتونم ازش عکس بگیرمکلافه