سلام

نمی دونم چرا جدیداْ برام نوشتن سخت شده وقتی آنوشا داره یه کار جدید انجام می ده دوست دارم سریع دوربین رو بردارم ازش عکس بگیرم و در موردش تو وبلاگش مطلب بنویسم ولی می گم بمونه برای بعد دیگه الان تصمیم جدی گرفتم که بیام بنویسم. آنوشا جونم جدیداْ یاد گرفته با دستاش بوس می فرسته نمی دونید چقدر خوردنی میشهچند روزه خیلی واضح ماما می گه فکر کنم بعد از گفتن ددر این دومین کلمه ای باشه که می گه ؛ دیگه اینکه با شنیدن بریم سریع شروع به بای بای کردن می کنه؛ هنوز دندون در نیورده ؛همچنان با گرفتن میز راه میره و سعی می کنه ۱۵ ثانیه ای بدون گرفتن دستش بایسته؛با شنیدن کوتاه ترین آهنگی شروع به نا نای میکنه.جدیداآ برنامه خوابش بهم ریخته ساعت ۷ شب می خوابه و ساعت ۱۰ بیدار میشه نمی دونم چکار کنم هر چقدر باهاش بازی می کنم تا ساعت هفت نخوابه نمیشه.