سلام

از آخرین پستی که نوشتم کلی اتفاقات جدید افتاده که به علت تنبلی نتونستم بیام اینجا. سخترین کار هم برام گذاشتن عکس است که اگه همت کنم امروز تصمیم دارم انجام بدم.عکسهای کاشان و نمک ابرود و تولد خاله ندا .

یه فیلم هم از رقص آنوشا دارم . عکس از کادوی روز مادر  که از طرف مهد کودک به شهروند رفته بود و به سلیقه خودش خریده بود. عکس از نقاشی برای روز پدر که آنوشا وقتی اومد خونه باباش اذیتش کرد و اونم رفت تو کیفش نقاشی رو که برای روز پدر تو مهد کشیده بود اورد و انداخت زیر پاش و لهش کرد و گفت اینم کادوی روز پدر.کلافهتعجب

و اینکه بابا حسین هم کلی از ایده مهدکودک تشکر کرد که برای روز مادر بچه ها رو به شهروند بردند و کادو برای مادرا خریدند ولی برای روز پدر....چشمک

راستی آنوشا کلاس شنا میره و از تعریفهایی که می کنه به نظر میاد یه چیزایی یاد گرفته.

متفکر دیگه الان چیزی یادم نمی یاد.