الهی قربونت برم عزیزم تولدت مبارک

روز تولد آنوشای عزیزم امسال روز عید غدیر بود که شب ما شام خونه مامانم اینا دعوت داشتیم و بعدازظهر من خونه مامان حسین بودم که موقع برگشتن آنوشا تو ماشین خوابش برده بود . وقتی رسیدم خونه آنوشا رو بیدار کردم ولی یکمی خواب آلود بود و ساعت 8 بود که خونه مامانی رسیدیم که خاله ندا زحمت کشیده بود و حسابی ما رو سورپریز کرد . ندا خونه رو تزئین کرده بود وچراغها رو هم خاموش کرده بود وقتی رفتیم تو پذیرایی آنوشا خیلی متعجب شده بود و حسابی ذوق کرد. خاله ندا دستت درد نکنه هم برای کادو وهم برای زحماتهایی که کشیده بودی دائی امیر هم یه بلوز بافت خوشگل و بیه جوراب پشمی خوشگل برای آنوشا گرفته بود و بابائی هم طبق معمول یک ایران چک 50هزارتومنی به آنوشا داد و مامانی هم یه عروسک گرفته بود جالب این بود که خاله ندا علاوه بر اینکه 10 هزار تومن پول برای آنوشا کادو کرده بود یه دونه توتک هم گرفته بود که آنوشا از همه کادوها بیشتر دوستش داشت.اینم چند تا عکس از تولد آنوشا خونه مامانی:

 

ادامه دارد