سینما و خریدن خرگوش
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

پنج شنبه ای با آنوشا و حسین رفتیم سینما اونجا که حسابی آنوشا حوصله اش سر رفته بود در را برگشت گفت من پفیلا می خوام و با حسین پیاده شدن که برن پفیلا بخرن چشمتون روز بد نبینه دیدم با یه خرگوش برگشتن. منم که از نگهداری حیون بیزارمتا خونه من غر زدم ولی اومدم خونه متاسفانه سریع تغییر عقیده دادم و از خرگوش خوشم اومد و تازه دیروز بعدازظهر هم با آنوشا خرگوشو بردیم پارک راستی آنوشا اسم خرگوشش رو گوش کوتاه گذاشته.

 


سال 1390
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

سلام

سال جدید با تاخیر مبارک.انشالله سال خوبی برای همه باشه.

به ما هم خوش گذشت. همش به دید و بازدید گذشت . تو عید مسافرت نتونستیم بریم ولی بعد از عید جبران کردیم و یه سفر ٣ روزه کیش رفتیم اونجا هم خیلی خوب بود هم هواش خوب بود و هم خیلی خلوت بود. پنجشنبه هم یک اردیبهشت هم عقد دائی امیر و آیدا جون بود که خیلی خوب برگزار شد.