آنوشا در 21 ماهگی
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

سلام

آنوشای ناز من ٢١ ماهه شد، عزیزم مهربونم شیرین زبونم خیلی دوست دارم .الهی قربونت برم که تو خیلی خانم و با محبتی.ماشاالله خیلی شیرین زبون شده وقتی چیزی می خواد و می دونه ما اون وسیله رو بهش نمی دیم مامان بدش عزیزم وقتی کلمه عزیزم رو استفاده می کنم دیگه نمی تونم خودداری کنم مجبور می شم هم اون وسیله روبهش بدم و هم حسابی بچلونمش.مرسی . دستت درد نکنه. مبارک باشه همه اینا رو در جای خودش می گه. دو تا دیگه از دندوناش داره در میاد.

دیشب افطار خونه خاله شبنم و آوین جون مهمون بودیم خیلی خوش گذشت دستتون درد نکنه خاله شبنم و آوین جون. آوین جون همه اسباب بازیهاش رو به آنوشا می داد ولی قبلش براش توضیح می داد که این چیه و چکار می کنه واینم یه عکس تو اتاق آوین جونماچ

p.s:خاله تاتای عزیز برای عروسکای خوشگلی که به من و آوین جون هدیه دادی خیلی ممنون .خیلی دوستتون داریم.قلبماچ

 


 
ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

سلام

خوبید ،خوشید،انشالله همیشه خوب و خوش باشید.

از آنوشابگم که داره دو تا دندون دیگه در میاره.مکالماتش عالی شده . تلفن زنگ می زنه خودش جواب میده. رقصش خیلی خوب شده . با شنیدن هر آهنگی شروع به قر دادن و بشکن زدن می کنه. تو هفته پیش عرسی دعوت داشتیم البته این اولین عروسی بود که آنوشا بزرگتر شده بود و می فهمید. دائم می رفت جلوی عروس و بهش نگاه می کرد و چون خودش هم لباس عروس پوشیده بود و عروس خانوم بهش گفته عروس یادش مونده ازش می پرسیم عروس چی گفت می گه عروس عروس.نیکا دختر عمه آنوشا هم اومده بود و کلی این دو تا با هم رقصیدند.

دیروز هم رفته بودیم بیرون، ما در حال خرید بودیم که یکی از فروشنده ها با آنوشا شروع به صحبت کرده بود و این هم کلی هنر نمایی می کرد موقع خداحافظی دیدم اون آقا به من می گه خدا مریم خانوم رو براتون حفظ کنه من تعجبسوالمریم خانوم!کیه! گفت دخترتون خودم ازش اسمش رو پرسیدم گفت مریم من دیگه داشتم شاخ در میوردم چون همیشه ازش می پرسیم اسمت چیه می گه آشا. نیشخند

اینم چند تا عکس از آنوشا و نیکا