ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ تیر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

سلام

من چند وقته نمیام در مورد آنوشا چیزی بنویسم نه اینکه آنوشا کار جدیدی نمی کنه بلکه من خیلی تنبل بودم تنبل تر هم شدم .از آنوشا بگم که بلبل زبون شده من فکر نمی کردم آنوشا اینقدر زود زبون باز کنه و این همه پر حرف بشه. ماشاالله خیلی شیرین شدهعینکبعضی موقع ها یه چیزایی می گه که می خوام درسته قورتش بدم مثلا موقعیکه ذوق می کنه می گه هورا هورا.ماشین من رو کاملا می شناسه و هر جا ببینه می گه مامان ماشینت. بیشتر دوستان رو با اسم می شناسه .عاشق شکلاته به قول خودس (شوخولات). از رفتن به پاساژ و راه رفتن اصلا خسته نمی شه و نمی گه بقلم کن کلا خیلی  با حاله و اصلا باهاش بیرون می ری خسته ات نمی کنه نمی دونم این علاق به خریدش به کی رفتهسوالنقاشی می کشه و با دیدن خودکار و مداد خون نقاشی کردن بیشتر درونش جریان پیدا می کنه.سوال زیاد می کنه این چیه با دیدن چیز جدیدی روزی ٢٠٠٠ بار تکرار می کنه . تا سوار ماشین شه سریع از تو داشبورد ضبط رو به من می ده و با شنیدن آهنگ بشکن می زنه و می رقصه.متفکرتلفن رو خودش جواب می ده البته اگر میلش باشه.


تولد خاله ندا
ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ تیر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

هوراهوراخاله ندا جون تولدت مبارکهوراهورا

 


 
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ تیر ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

الهی قربونت برم دختر قشنگ که اینقدر شیرین زبونی مگه میشه تو اینهمه شیرین زبونی بکنی و من نچلونمت دیروز  توی راه پله چرخ بچه همسایه رو دیده به من میگه مامان نی نیه ای خدا مثلا ذوق می کنه به نی نی.

تو حیاط گربه رو دیده داد می زنه پیشی پیشی بلا

خاله ندا داشت حرف می زد یهویی دستش رو می گیره جلوی بینی اش و می گه خاله هیس هیس

خودش صدای پخ در میاره و می گه ترسیدم ترسید بعد خودش به خودش می گه نترس نترسی

با دیدن خودکار و کاغذ چشم چشم ابرو

با دیدن تاب =تاب تاب عباسی

وقتی خاله ندا اذیتش می کنه: خاله نخن خاله نخن

وسایل همه رو تشخیص می ده لباسا ساعت انگشتر و.. اسم طرف رو می گه

وقتی بیرون می برمش تمام مدت خودش راه می ره و بغل نمی یاد

با دیدن شیشه شیرش: شیرم شیرم

به با با ش می گه :بابات یا باباش

اسم خودش هم آشا

ماشینها رو هم می شناسه ماشین من و ماشین بابایی و ماشین ماهیارو..

این پسر با مزه رو که تو عکس می بینید ماهیاره که آنوشا خیلی دوستش داره

وقتی من می خوام براش شیرخشک درست کنم با من می شمره ١٢٣۵