آنوشا در 18 ماهگی
ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

سلام

آنوشا بعد از زدن واکسن تا شب خوب بود ولی بعدش دو روز تب کرد شب اول تبش خیلی شدید بود روز دوم هم تب داشت ولی نه به شدیدی شب قبل ولی خدا رو شکر الان حالش خیلی خوبه و دوباره شیطون شده اولین روز  که واکسن زده بود اصلا دستش رو تکون نمی داد و همش می گفت دست - درد -...

 


تولد بابا حسین
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ خرداد ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

دیروز تولد بابا حسین بود.

هوراهوراتشویقبابا حسین جون تولدت مبارکهوراهوراتشویق

راستی امروز آنوشا واکسن ١٨ ماهگیش رو زد.


 
ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

سلام

بالاخره موفق شدم آنوشا رو تو اتاق خودش بخوابونم راستش رو می خواید چون من روزا نیستم دلم نمی اومد آنوشا رو تو اتاق خودش بخوابونم دلم می خواست اقلا شبها کنارش باشم ولی دیگه یک هفته ای میشه احساسات رو کنار گذاشتم و آنوشا رو به تنهایی می خوابونم.خدا کنه طاقت بیارم تا آنوشا به تنها خوابیدن عادت کنه.اینم چند تا عکس از آنوشا البته این عکسها رو به سختی ازش گرفتم جدیدا وقتی می خوام ازش عکس بگیرم زبونش رو میاره بیرون و یا تکون می خوره و این عکسا رو تو اتاقش انداختم و گفتم بهش اگه نخندی من از اتاقت بیرون می رم و اون الکی خندیده تا من بتونم ازش عکس بگیرمکلافه


 
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٧   کلمات کلیدی:

سلام

چند وقت بود فرصت نکردم اینجا بیام انشاالله حال همه دوستان خوبه. آنوشا هم خوبه. تو حرف زدنش خیلی پیشرفت داشته . بیشتر کلمات رو تکرار می کنه راستی به من هم می گه بیه.(بهاره). اسم و فامیل خودش رو هم می گه آشا زند.دوتا دندون دیگه در اورده.دیگه اینکه چند رو ز پیش بهش می گم آنوشا یک جا بشین اینقدر تکون نخور عکس العمل آنوشا این بود که خودش رو تکون می داد.راستی یاد گرفته هر چی که می خواد بهش نمی دیم یا دیر بهش اون وسیله رو می دیم بهمون می گه پرو.