آنوشاخونه مامانی منتظر مهمون خاله ندا(خاله ساناز)
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٦   کلمات کلیدی: الهی قربونش برم

چهارده ماهگی آنوشا
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ بهمن ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

این فسقلی خانوم تقریبا سعی می کنه حرف بزنه مثلا:

دائی

خدا=خداحافظ

س=سلام

مهرنماز=الله

عمه

ددا=ندا

اینهاش

آناهاش=برای اشاره به دور

دیدی

روزی هزار بار آب

اموم=حمام

 

 

 


...
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

 


آنوشا در یکسال و یک ماه و دوهفته و سه روزگی
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

آنوشا کلی پیشرفت داشته و با استفاده از اول کلمات منظور خودش رو به ما می فهمونه مثلا از بیرون که میایم به کاپشنش اشاره می کنه و می گه در یعنی کاپشنمو در بیارید . سوئیچ رو بر می داره و می گه ددر. سلام می ده و سرش رو هم همزمان تکون می ده. جلوی یخچال می ره و می گه آب. این مدت که تو تلویزیون مراسم عزاداری نشون می داد سینه می زد و یا الکی گریه می کرد و بعضی موقع ها هم اشتباهاْ نانای می کرد.

الان هم سه روزه که من آنوشا رو از شیر گرفتم یکمی سخت بود. شب اول که تا صبح گریه کرد. گاهی من رو بوس می کرد و یا از اسباب بازیهاش می اورد به من می داد و عکسم من رو د که می دید با بغض و ظاهراْ داره می خنده می گفت مامان ایناهاش تا من رو راضی کنه که بهش شیر بدم.شب دوم مامانی و خاله ندا اومدند پیش ما که تاصبح بیدار بود و با خاله ندا و مامانی سرگرم بود و اصلاْ پیش من نیومد انگار با من قهر کرده بود و شب سوم که دیشب باشه باز پیش مامان تو اتاقش بود که من ۴:۳۰ صبح رفتم تو اتاقش و آهسته از مامانم پرسیدم خوابه تا مامان اومد بگه خوابیده من دیدم آنوشا خیلی سرحال بیدار شده و خودش رو تو بغل من انداخت و از من جدا نمی شد و من هم شروع کردم براش قصه گفتم و موهاشو نوازش می کردم و به خیال خودم که خوابیده پاشدم بیام دیدم دوباره چشاشو باز کرده و داره نگاه می کنه ولی بالاخره با خوردن یه شیشه شیر خوابید.

فکر کنم پروژه از شیر گرفتن آنوشا تقریباْ با موفقیت انجام شده. نمی دونم کارم درست بود یا نه البته من به دستور دکترش این کار را کردم چون آنوشا فقط عادت داشت شبها شیر بخوره و شبها هم برای دندوناش ضرر داشت و فایده ای هم برای خودش نداشت.

این سه روز خیلی غذا و شیر پاستوریزه رو خوب می خوره واشتهاش بهتر شده و به نظر خودم و اطرافیان سرحال تر شده(ماشاالله)

فعلاْ